تبلیغات
روستای تاریخی بند امیر

روستای تاریخی بند امیر
.: بندامیر جواهری در دل کوه :. 
قالب سایت
صفحات جانبی
امکانات
سخنران بعدی آقای شهرام شریعت از روستای ویدر بودند که سخنان خود را با یک غزل مثنوی بیان نمودند .

دومین همایش جمعیّت احیاء گران خرقان


دیگر دلم هوای ترحّم نمی کند

بیمار مرهم از افسوس، تبسم نمی کند.

 

اینجا تمام حواسش به ساعت است

نذر زمان به رفتن مردم ، نمی کند.

 

آه ای زمانه بسوزی که بد شدی

بن بست کوچه های تو ره گم نمی کند.

 

باور نمی کنم که هنوز از پی منی

یک تن رعایت حق تقدم نمی کند.

 

غم از میان زمین شعله می کشد

آتش هوای بوسه به هیزم نمی کند.

 

این شعر گفتن از سر ناسازگاری است

یعنی دبیر گرسنه تعلّم نمی کند.

 

عادت به تلخیِ شعرم نكن كه من

با مثنوی به حکمِ قلم می كنم سخن.

 

ای وارثان عرصه ی دیروز انقلاب

از دید ِمن نظاره كن امروز انقلاب.

 

من نسلِ فصلِ حماسه امُ و یك وطن پرست

 از ذوالفقار حیدرکرّار، مست مست.

 

اهل همین ولایتم از خاکِ آفتاب

دردِ عطش كشیده ام ُ و زخمیِ سراب.

 

نان حلالِ پدر را چشیده ام

بشنو، به جانِ كلامم رسیده ام.

 

در گیرودارِ لقمه ی نانیم تا غروب

مانندِ برگهایِ خزانیم لای ِ جوب.

 

لبخند را به عاریت از هم ربوده ایم

باور نمی کنم! مگر اینگونه بوده ایم؟!

 

دنبال ِ خرمنیم ولی خوشه چین شدیم

با وعده ی سرخرمن، اَجین شدیم.

 

بس بُرهه ها كه پِیِ این و آن شدیم

آنان به پیش رفته و ماهم روان شدیم.

 

تا راه را به مقصدشان ساده‌ یافتند

ما را چو تاروپودِ اضافه شكافتند.

 

تا حالمان سر جایش نشست باز

نوبت رسید به مردی حماسه ساز.

 

یاران قافله اش همه دزدان چیره دست

دیندار ظاهری ولی از جنسِ ذات، پست.

 

بردند و جامه دریدند و رد شدند

راه فریب و ریا را بلد شدند.

 

تاریخ راویِ این ماجرا نبود

در این میانه كسی فکر ما نبود.

 

بار هزینه کمر میشکست،سخت

در سیر قهقراییِ خود،خفته بود بخت.

 

اینها شكایتِ یك دلشكسته نیست

گوش فلک برای شنیدن که بسته نیست‌.

 

ای آسمان ز دست خودم ناله می کنم

در ژرفنای ِعمق تو غم ناله می کنم.

 

فریادهای مرا از قلم شنو

ابیات ممتدِ دردِ دلم شنو.

 

در شهر، غربت همشهریان ببین

آوارِ غیرتِ مردان ،عیان ببین.

 

بندِ توافق دنیا كلاف شد

شمشیر دشمنانه درونِ غلاف شد.

 

تغییرِ وزن هرچند، امریست نابهنجار

لیکن تو سروری کن، این را غلط مپندار.

 

ای وارثان خورشید،پیشینیان امید

تصویر وعده‌ ها را،گویی غلط کشیدید.

 

امروزه بین مردم، آیین همدلی نیست

اوضاعِ نابسامان، سیرِ تكاملی نیست.

 

با مرگ روستاها، دستان پینه بسته

در سوگ می نشیند، باغِ خزان نشسته.

 

از واژه ها شنیدم، بی درد کس ندیده است

باید شوم مهیّا، وقت غزل رسیده است.

 

از ما به جرم مستی،اسرار، پس نگیرید.

ای اِدعا فروشان،راه نفس نگیرید.

 

بر آسمان نوشتیم،در حجم خود اسیری.

ما اهل آسمانیم،از ما قفس نگیرید!

 

رندی به طعنه می گفت،اینجا نمان، سراب است

ما در مسیر ماندیم، ره پیش و پس نگیرید

 

گرچه زپا فتادیم، درعین خودپرستی

از کهنه باغ خوشبار، لطف هرس نگیرید.

 

با هرکه گاو بستیم، مردانه شاخمان زد

یعنی در این زمانه، فریادرس، نگیرید.

 

امضاء شهرام شریعت



ادامه دارد ...





طبقه بندی: اخبار،  مفاخر خرقان ، زرند و ساوه، 
[ دوشنبه 23 فروردین 1395 ] [ 04:20 ب.ظ ] [ ماح ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

.: بندامیر جواهری در دل کوه :.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :