روستای تاریخی بند امیر
.: بندامیر جواهری در دل کوه :. 
قالب سایت
صفحات جانبی
امکانات
 عید سعید غدیرخم برهمگان مبارکباد

                         درصحنه تاریخ به جز نام علی،  نام نماند          

درصحنه تاریخ به جز نام علی،  نام نماند           گر گوشه چشمی بکند، محنت و آلام ، نماند

بی عشق علی هر که زند دم ز ارادت عبس است        تاثیر سخن  لحظه نپاید به دم شام نماند

بیهوده شودلاف،سخن ها همه باطل به محافل     بی حبّ علی شهد شراب و می وهم جام نماند

گردون همه منزلگه مولای جهان است، بدانید        بی او به جهان منزل ومأوا وبر و بام نماند 

اکمل شده دین از کرم حق به وجودشه مردان       با بود علی پخته شود خام ودگر خام نماند

با نا م علی  عاشقم و مست می دین مدامم        با ذکر علی کس به جهان حسرت وناکام نماند

از عشق علی گل بکند غنچه به گلزاردل من       بلبل بزند چه چه وقمری دل بی  رام نماند

ناموس فلک قلب صحف یارپیامبرعلی بود         بایادعلی  دانه وصیّاد ودد و دام نماند     

داد برآید، دگر دام نماند که صیدی بنماید        افسرده دلان شاد و زبان درقفس کام نماند

اسرار هویدا شود آندم به خلایق همه یکسر       کس راغم هجران عزیزش به ابهام نماند

آید به خزان فصل بهاروگل ریحان به جهد باز      باغ حُلَّه کشد برسروگل آردو گمنام نماند

«خسرو» سخن عشق نگنجدورق و خامه بجز فکر    خورشید پس پرده ، غریبانه وبی نام نماند

29/5/98


[ چهارشنبه 30 مرداد 1398 ] [ 09:01 ق.ظ ] [ خسرو امیرحسینی ]

من آقلارام او آداموی حالونا

من آقلارام او آداموی حالونا             وارلو اولار یوخسولوقدا جان وئرر

یاندوررام ائورگیم  پیس احوالاونا      چاقوراندا هامو اوننان یان وئرر

اولار ملک وباغ و مال و ثروتی            ساتا بیلمز ییه  چئکر  ذلّتی 

جیبینده پول اولماز توکولَر اَ تی         گؤزو قاباقوندا  اوشاق سان وئرر

نچچه اوغلو اولار بیر بیریندن غول     سَسه سَس وئرمزله اولمازلا مشغول

قالار اوبیچاره دارگونده مجهول          اوزگه گلیب اونا آب ونان وئرر

سسلننده بیرکس اولماز جان دییه           اُوزاَلیندن گَلمز مالوندن ییه

اوشاق قولاق آسماز دردینی دییه           سو یئرینه فلک اونا قان وئرر

اولما ساگر ملک وباغ و اوشاقو            هرکس کمک ائیلر چکیلمز دالو

سخته دوشمز بیله اولمایا یارو         بی یارلوخ گؤر گلیب نه جولان وئرر

"خسرو"وام گؤرموشم بِلنچی بگلر       بودرد دن ییخیلیب اصلان لار نرلر

اوزاق اولسون بودرد یاندور سون اَخگر      خانمان داقوتو پیس هیجران  وئرر

24/3/98

 


[ چهارشنبه 29 خرداد 1398 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ خسرو امیرحسینی ]


شخصی از مرحوم علی کمالی نزد من  تعریف می کرد . در پاسخ او سرودم :

راز ستاره را از من شب زنده دار بپرس       احوال ماه پاره  ز صبح ِ بی قرار بپرس

**

بیرآخشام چاغیندا ائورگیم دولدی       غملر اورگیمدن دشدی داروخدوم

بیر غربت دییاردا  غریب  بیر یئرده     خیال لار گئچمیشه آشدی داروخدوم

ائورک لر گوره سن نییه داش اولدی؟     سئوینجه غم  کئدرندن باش اولدی

ائورکده آغلادیم گوزوم یاش اولدی     گور دوم کی گوزلریم یاش دی داروخدوم

قار آلدی اوستومو قارلی داغلاردا       دولاندیم تکجه من سولموش باغلاردا

تک قالدیم نه یامان غملی چاغلاردا      دردیمی اِشیدن قاشدی داروخدوم

 باهاردا گول لریم قورودی سولدی      من نه لر ایستیردیم گؤر نه لر اولدی  

  ائورگیم توتولدی  گوزلریم دولدی      قلبیمی بیر آغری سانشدی داروخدوم

گئدیر دیک تبریزه دئدیک کرمدن         ائورگی بوشالت دوک غصه دن غم دن

چوخ خاطره واروم من او همدم دن         غم یاراسو باشین  آشدی  داروخدوم

کمالیدن واروم بیر چوخ خاطره             بیریسین سئولدیم جمع حاضره

ائورگ کمک اولمور دییَم آخره           گؤردوم تنگه دوشوب داشدی داروخدوم 

25/3/98           


[ چهارشنبه 29 خرداد 1398 ] [ 03:40 ب.ظ ] [ خسرو امیرحسینی ]

تعطیلات معمولاً فرصت های مناسبی برای سفر ، استراحت و اندیشیدن ! را فراهم می کنند . تعطیلات نیمه خرداد ماه امسال نیز فرصت مناسبی را بوجود آورد تا چند روزی را در بند امیر سپری کنیم . بحمدالله با بارش های مناسب امسال همه جا سبز و پرآب بود امّا از حجم و میزان محصولات باغی روستا به میزان چشمگیری کاسته شده است . علّت را شاید بتوان در مواردی مانند بارش های شدید و رگباری بهاره ، سرد شدن هوا در هنگام شکوفه دادن درختان ، ضعیف بودن و آفت داشتن باغات روستا جست و جو کرد . برای مواردی مانند سرد شدن هوا در بهار و یا بارش های رگباری و تگرگ در هنگام شکوفه درختان شاید نتوان راه حل های زیادی را ارائه کرد امّا برای ضعیف بودن و آفت داشتن درختان راه حل های متعدّدی موجود است .

1- رطوبت بیش از اندازه هوا وعدم رعایت بهداشت در باغات و مزارع باعث رشد بیماری های قارچی در باغات خواهد شد . همروستاییان عزیز ما در بند امیر باید به این باور برسند که برای ادامه کشاورزی در روستا نیاز به گذر از کشاورزی گذشته ، به سبک حال است . قطعاٌ پدران ما هم در دوران خود روش هایی را استفاده می کرده اند که متناسب با نیاز آنان بوده و ما نیز از چنین قاعده یی مستثنی نیستیم .

2- از پدران خود مکرراً شنیده ایم که در دوران قدیم شاهد زمستان های سخت ، طولانی و بارش چند متری برف بوده اند . همین سرما و یخبندان های طولانی عاملی برای از بین رفتن تخم و لارو آفت ها بودند و چرخه خواب باغات را تکمیل می کردند . امّا امروزه با پاییز و زمستان های نیمه سرد و بعضاً گرم روبرو هستیم بطوریکه در یک سال نیز شاهد بارش برف وسرما و یخبندان نیستیم . این موضوع یکی از دلایل رشد آفات و بیماری ها است و تکمیل نشدن چرخه خواب درختان باعث ضعیف شدن آنها در بهار خواهد شد.

3- در گذشته به علّت نبود گاز و سوخت های فسیلی برای گرمایش و پخت و پز باقی مانده گیاهان و درختان سوزانده شده و در صورت نیاز شاخه ها و یا درختان خشکیده هرس می شدند که علاوه بر تأمین سلامت باغات از رشد بیماری ها در بقایای پوسیده گیاهی چلوگیری می کرد . امّا امروز علاوه بر اینکه آنها از باغات جمع آوری نمی شوند بلکه مدّت های مدیدی در باغات و روی درختان باقی می مانند که خود عامل تولید و تکثیر انواع بیماری ها می شوند .

4- استفاده از بذرها و نهال های وارداتی از کشور های دیگر بدون نظارت سازمان های ذیربط که گاهاً مشاهده می شود حامل بیماری ها و آفات گوناگونی هستند .

 

موارد برشمرده را می توان تعدادی از دلایل شیوع آفات و بیماری ها در باغات روستا دانست که برای جلوگیری و کنترل آنها از تمام همروستاییان عزیز خواهشمندم همّت کنند . متأسفانه سرعت پیشرفت این آفات و غفلت روستاییان به حدّی بوده که دیگر شاید نتوان به از بین بردن آنها اندیشید بلکه باید به فکر چاره ای جهت کنترل آنها باشیم شاید بتوان پیش بینی کرد که در صورت کوتاهی شاهد نتایج زیانبار تر خواهیم بود .

 

نویسنده : محمّد امیرحسینی 




طبقه بندی: مقالات، 
[ سه شنبه 21 خرداد 1398 ] [ 11:41 ب.ظ ] [ ماح ]

هفده اصل کار تیمی  (1)

1-    انعطاف پذیر ی: کسی که انعطاف پذیر باشد ، آموزش پذیر است . در مقابل تغییر همراه می شود ، احساساتی عمل نمی کند ویا اسیر احساسات نمی شود به همی دلیل عمل اور ابتکاری وخلاقانه خواهد بود . چنین فردی ذهن خدمتگزار به مردم وخود دارد . در نتیجه دیگران را برای کارتیمی به سمت خود جلب می کند.

2-    مشارکت جویی ومشارکت پذیری : سنخنی است از بزرگان ( باهم کارکردن ، برتر از باهم برنده شدن است ) همکاری یعنی کار توافقی با یکدیگر امّا مشارکت یعنی کارکردن خلاقانه با یکدیگر . در مشارکت هرکسی چیزی می آورد وبه نتیجه ، ارزش بیشتر می دهد . همه در کار رقابت می کنند .لذا در مشارکت رقا بت هارا نباید منفی دید ؛ بلکه باید به دید کامل کردن همدیگر نگاه شود هم تیمی هارا باید حامی دید ، نه بدبین . باید بد بینی را کنار گذاشت . یعنی به هم تیمی باید اعتماد کنید .درکار مشارکتی باید توجه افراد به هدف تیم معطوف شود نه به هدف خود. تلاش ها ی دیگران را  باید تقویت وتکثیرکنید ، نه مهار.  به صورت برنده  - برنده فکرکنید ومکمل یکدیگر باشید.

3-    تعهد : هیچ قهرمان مردد ودو دل وجود ندارد . تعهد یعنی باور و ایمان داشتن به تیم وکارتیمی . آن هم باوری استوار ومحکم . افراد متهعد در هنگام بحران کشف می شوند . تعهد مشوّق سخت کوشی است . افراد متعهد به آسانی تسلیم نمی شوند . تعهد مربوط به اراده وانتخاب است . تعهدی که مبتنی بر ارزش ها باشد، پایدار خواهد بود وپایداری ، عامل موفقیت است . پس سعی کنید ارزش های خودرا به تعهدگره بزنید . متعهد بودن مستلزم خطر است . پس از خطر کردن نهراسید ، هیچ کس از این که حداکثر تلاشش را در انجام امور به کار برده تأسف نخواهد خورد.

4-    خوش مشرب واجتماعی بودن: با مردم بودن ، با زبان مردم صحبت کردن ، هم سطح مردم شدن ، خودرا از دیگران جدا ندیدن ، نشانه هایی از اجتماعی بودن است . سعی کنید در کارجمعی دیگران هم از اهداف تیم وروش کار به اندازه شما اطلاع داشته باشند. همچنین تلاش کنید تا ارتباط با اعضای تیم را با یکدیگر آسان نمایید. برای این کار باید افراد به هم نزدیک  تر شوند. با هم سفر بروند ، باهم کاری را انجام دهند، باهم مدّتی یکجا زندگی کنند. ارتباط باز بین اعضای تیم ، اعتمادرا تقویت می کند . برای تقویت اعتماد رک وصریح باشید، مخفی کردن اخبار بد به روابط تیم آسیب می زند . برای حل مشکل سریع عمل کنید ، نگذارید بیش از 24 ساعت طول بکشد ، بدانید که اتحّاد قدرت است ، امّا بدون یک ارتباط سالم ، اتّحادی وجود نخواهد داشت .    

5-    کفایت وشایستگی : درکار تیمی به شایستگی توّجه کنید ومحیطی را ایجاد کنید تا افراد بتوانند شایستگی خودرا بروز دهند . نگهداری تیم از ایجاد تیم مهمتر است .برای این کار اجازه دهید افراد فکرخودرا بروز دهندوخلاقیّت هارا بکار بگیرند .افراد با کفایت به ممتاز بودن تعهد دارند ، هرگز به متوسط بودن قانع نمی شوند این افراد را باید تشویق کرد . متوسط بودن یعنی وظیفه را نیمه تمام انجام دادن که ازبدتر از انجام ندادن است . افراد با کفایت  به جزئیات کار هم توجه دارند  ، معتقدند اگر کارهای کوچک را بخوبی انجام دادند از عهده انجام کارهای بزرگ هم برخواهند آمد.افراد با کفایت ، با ثبات وهماهنگ کار می کنند وهرکاری را که خوب انجام ندهند متوقف می کنند . این قبیل افراد سعی می کنند در یک کار متخصص شوند وبرای بکار بستن بیشتر ایده هاتلاش می کنند.


[ یکشنبه 19 خرداد 1398 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ خسرو امیرحسینی ]

                              علی را با علی مرتضی باید شناخت      

علی را با علی مرتضی باید شناخت       ازوجود قدسی اش  باید که جانان را شناخت

جان وجسم باید به او پیوند زدن             زین طریق باید نهان های وجود خود شناخت

بی علی مامرده ایم ودر قفس پژمرده ایم       با علی باید دل وجا ن را شناخت

با علی هستیم واز هستن خوشیم          با علی باید خوشی وناخوشی هارا شناخت

جز علی کس محرم اسرار نیست            راز واسرار جهان را با علی باید شناخت

جز علی کس را نمی یابم طبیب جان خود     مرحم ودارو ودکتر با علی باید شناخت

بی علی دنیا سراب است وخراب اندر خراب   باعلی باید دوباره دین ودنیارا شناخت

بعد پیغمبر کسی را لایق این جانبود            این مقام وجایگاهش با علی باید شناخت

گر پیامبر شهر علم است باب او مولا علیست    شهر علم وراز علمش با علی باید شناخت

روز معراج پیامبر بودعلی اندر رکاب            سرّ معراج پیامبر با علی باید شناخت

بی علی راهست وچاهست وحرامی درکمین     باعلی باید ره وچاه وحرامیان شناخت

با علی آسیب ناید زین خطر گاهای دون       با علی باید خطر را ازبن وبنیان شناخت

راز بسم الله ورحمان والرحیم است این وجود    راز بسم الله ورحمان با علی باید شناخت

بی علی دنیا نمی ارزد پشیزی پیش ما         با علی دنیا وارزش های او باید شناخت

آن که دل را برعلی نسپرده است           کی تواند ذرّه ای زین نعمت عظما شناخت؟

آیه های مصحف حق شاهداین ادعاست      ازازل تا برابد را با علی باید شناخت

بی علی کس رحمت ربّش نمی آرد به کف   رحمت ربّ جلی را با علی باید شناخت

شربت «فزت به رب الکعبه» کی نوشد جز او ؟ لذّت این رتبه را با مرتضی باید شناخت

واژه عدل وشهادت با علی معنا شدند     معنی عدل وشهادت با علی باید شناخت

لیله القدر الهی با علی ادراک  شد      بی علی اسرار این فرخنده شب نتوان شناخت

«یا علی گفتیم و شد عشق آغاز »          با علی اسرار عشق وشورِ آن باید شناخت

بی علی آه است وسوز است وخزان       با علی باید بهار لاله زاران را شناخت

بی علی عطری نداردگل نمی ارزد گلاب      باعلی باید گلاب و وارزش گل را شناخت

بندگی را حق به حبّ او پذیرد بی گمان    بندگی را با علی وعشق او باید شناخت

بی علی هرگز نمی ارزد مرا دنیای دون      ارزش دنیا وبودن با علی باید شناخت

بی نظیر است این وجود ذیسجودِ دلربا    گر خدا خواهی شناسی بایدا اورا شناخت

جمع اضداد است ، کی باشد چنین اندر جهان؟    با علی بتوان جهانی باجمع ضدّان شناخت

علم را باب است وفرماندار جنگ          راز جنگ وعلم ودین را با علی باید شناخت

وقت بخشش کُشته خصّت در وجود       گاهِ رحمت ،قدر آن را باعلی باید شناخت

کس نگفته قاتلت را کن مدارا جزعلی      این چنین مردانگی را با علی باید شناخت

کس نبوده پادشاه وکوله بر تاریک شب !      اینچنین شاهنشهی را با علی باید شناخت

کس نمی کرده یتیمی را نوازش چون پدر       اینطریق آزادگی را با علی باید شناخت

شاه دلهای یتیمان جمله ی افتادگان           جز علی  کس را نشاید با علی باید شناخت

شیر میدان نبرد ِخندق وجنگ اُحد             کس نبوده جزعلی ، آن شیر نر باید شناخت

نخل نخلستان به سوگ کس نمی گرید عبس     گریه برسوگ علی است وعلی باید شناخت

چاه برسینه هزاران غصه دارد از علی          ناله برسرمی دهد ، این قصه ها باید شناخت

قصه ها راز علی است گفته گاهِ بی کسی    روزگار بی کسی را با علی باید شناخت

آه ، دنیا این  چه رسم میزبانی ازتوبود؟        میزبانیت خطابود، میهمان باید شناخت

جز علی کس را نشاید گفتن اسرار درون     بی علی اسرارهستی را تونتوانی شناخت

بعدپیغمبر علی اسرار هستی بودوبس    هرچه خواهی زین غرض دانی، علی باید شناخت

گر علی داری ، همه داری به کف سرّ جهان   گرنداری خودنزن، مولا علی باید شناخت

«خسرو»ا دست ارادت سوی مولا کن دراز    بی علی نتوان جهان و ماسوایان را شناخت

5/3/98


[ سه شنبه 7 خرداد 1398 ] [ 08:15 ق.ظ ] [ خسرو امیرحسینی ]

ساکنان بومی؛ ساکنان اصلی این منطقه قوم « خَلج» بودند که «ترک تبار» می‌باشند. آن‌ها گروهی از ترکان بودند که در روزگاران قدیم در سرزمین‌های حدّ فاصل شمال هند و نواحی شرقی سیستان در پشت منطقه غور سکنی گزیدند. آن‌ها مردمی متمکن بودند که مالداری و کشاورزی می‌نمودند و زندگی مرفه و نیکویی داشتند.

قوم « خلج» یا درست‌ تر « خلچ» (خولچ)، می‌بایستی از باقی‌ماندگان هپتالیان باشند. درواقع، آن‌ها شعبه ای از یک قوم قدیمی ترکند که در سالهای ۵۵۴ تا ۵۵۵ میلادی تحت نام « خولس» نامیده می‌شدند. یعنی قبل از ظهور ترکان و اضمحلال حکومت هپتالان در غرب آلتائی بودند.  آنان در سال ۵۶۹ تا ۵۷۰ میلادی با فرستاده روم به نام « زرماخوس» در محلی که ابن خرداذ به و ادریسی می‌شناخته‌اند، یعنی در نزدیکی « تلس»ملاقات کرده‌اند. خلجها به عنوان طرفداران وفادار حکمران ترکان غربی «دزابول» - عالی‌جناب یبغو- به نزد فرستاده روم آمدند. نام « خلج در خراسان و سیستان برای اولین بار در تاریخ، در لشکرکشی «یعقوب لیث صفاری علیه « رخّج» و « زابل» ذکر شده است. از صدسال بعد که «سلطان سبکتکین»، امیر غزنه را به زیر فرمان خود درآورد و مردم غور در سپاه وی قرار گرفتند، به کرّات از آنان در تاریخ نام برده شده است.

ابن فقیه، « زمین داور» را جزو شهرهای ترک تبار می شمارد، چون ساکنانش قوم «خلج»بودند که ترک تبارند. این مطلب بیانگر غلبه جمعیتی ترک تباران در زمین داور است، اما به دلیل ناتوانی این تحقیق در دست یابی به منابع دلالتگر بر سکونت دیگر اقوام در این منطقه نمی‌توان در مورد سکونت یا عدم سکونت دیگر اقوام در این منطقه اظهار نظر کرد.

۲-۳ بناها؛ از بناهای شهری « زمین داور» ازقبیل مساجد، کاروانسراها، کاخ‌ها اطلاع چندانی نیست. فقط از یکی از این بناها به سبب شهرت بسیارش در برخی منابع یاد شده است. این بنا که « باغ ارم» نام دارد به دستور « سلطان غیاث‌الدین غوری» ساخته شد. این باغ عظیم درنهایت سرسبزی و خرمی بود و به درختان صنوبر و دیگر درختان سبز و گل‌های خوشبو آراسته بود. طول این باغ بیش از دو میدان وار بود و به دستور سلطان، در نزدیکی آن، میدانی ساخته بودند که طول و عرض آن به مانند طول و عرض این باغ بود. این میدان، درواقع شکارگاه سلطانی بود و به فرمان پادشاه، هرسال یک مرتبه به مدت یک ماه، بیش از ده هزار شکار از وحوش و چارپایان اهلی و غیر اهلی و درندگان در این میدان می ‌آوردند؛ سپس، در روز شکار سلطان بر فراز قصر باغ می‌نشست و مجلس بزم مهیا می‌نمود و گماشتگان و بندگان او سوار بر اسب، به میدان می‌رفتند و برای شادی و تفریح پادشاه، در برابر چشمان او شکار می‌کردند. سلطان منظره شکار را تماشا می‌کرد و هرگاه از جای برمی خاست تا خود به شکار رود، شاعر دربار- فخرالدین مبارکشاه- برمی خاست و می‌گفت:

اندر می و معشوق و نگار آویزی          به زان باشد که در شکار آویزی

آهوی بهشتی چو به دام تو درست          اندر بز کوهی به چه کار آویزی؟

او با این اشعار، سلطان را برجای می‌نشاند و از شکار منصرف می‌نمود. «شهر داور»، دارالملک زمستانی « سلطان غیاث‌الدین غوری شنسبی» بود و فاصله آن تا فیروزکوه که قرارگاه و دارالملک دائمی وی محسوب می‌شد، چهل فرسنگ بود.


[ یکشنبه 5 خرداد 1398 ] [ 07:40 ق.ظ ] [ خسرو امیرحسینی ]

پل زده ام زقلب خود، تا توگذر کنی صنم       عبورتو شفای من ، کی توگذر کنی صنم ؟

بیا که دل برای تو تپد زشور و اشتیاق          گرچه لگدزنی ولی  ، مر حتم کنی صنم

**

بی تو مرا قرار نیست ، فرصت انتظار نیست        شکسته دل خزان شده ،شوکت آن بهار نیست

بیاوبا خودت بیار ،دوباره شور زندگی              بی تو بهار نمی شود ، فراغت افتخار نیست

**

تا توشدی بهار من ، من شده ام نگارتو       جان وسرو تنم شده پیشکشی و نثارتو

بی تونفس کشیدنم ، کندن کوه بیستون        گربکنی قبول ، من، سایه شوم کنار تو

31/2/98

\g
[ چهارشنبه 1 خرداد 1398 ] [ 07:34 ق.ظ ] [ خسرو امیرحسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 61 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

.: بندامیر جواهری در دل کوه :.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :